رفتن از شبکه اجتماعی عظیمی مثل فیسبوک یکی از درستترین اشتباهاتی بود که من تابحال مرتکب شدهام به این دلیل که هیچگاه به این روشنی نمی توانستم موضوعاتی که برایم پنهان بود را ببینم. برای توضیح دادن این مساله طبق روال گذشته با ماتریکس شروع میکنیم:
مساله چهارم: مبارزه با قادر مطلق و Agent Smith
پیشتر دیدیم که نئو و بقیه افراد در زایان چگونه با خارج شدن از ماتریکس و تلاش برای نادیده گرفتن قدرت بلامنازع آن به طرز بسیار ساده و کودکانهای بازی خوردند و عملا در مقابل سیستم شکست خوردند. هنر نویسنده داستان اینجاست که سیستم را شکست ناپذیر نشان نمیدهد و حتی برای یک لحظه از واقعیت دور نمیشود. کارگاه اسمیت که یک برنامه بسیار قدرتمند درون سیستم است و به نحوی مسئول برقراری تعادل و نظم در بقیه برنامههاست بعد از مدتی به مقابله با ماتریکس برمیخیزد و با استفاده از استراتژی تکثیر بیش از اندازه نهایتا ماتریکس را نابود میکند.
شاید در دنیای واقعی هم این عملیترین و واقعی ترین رویکردی باشد که بتوان به تغییرات بزرگ در سیستمهای بسیار قدرتمند داشت. برای مثال ما با خارج شدن از دایره کبیر سیستم سرمایهداری نه تنها قادر نخواهیم بود آن را نابود کنیم بلکه بقای خودمان و بقیه را نیز به خطر میاندازیم.
تمام انقلابها و یا اصلاحات بزرگ در جهان به صورت نمایی رشد کردهاند یعنی در ابتدا یک گروه کوچک متفکر با نقدهایی بسیار ابتدایی به مقابله با سیستم برخواسته اند و سپس تعدادشان با تماس سینه به سینه (درست مانند ویروس) به صورت نمایی افزایش پیدا کرده است و توان جایگزینی سیستم را داشتهاند.
در صورتی که برای چند ماه سعی کنید از هیچ کدام از سرویسهایی که به نظرتان خدمت رسان سرمایهداری هستند و یا مردم به دلیل نداشتن اطلاعات کافی از آنها استفاده میکنند تحت هیچ عنوان استفاده نکنید متوجه میشوید که نه تنها کمکی به همان مردم برای بیرون آمدن از گرداب فعلی نمیکنید بلکه به آرامی کنار زده میشوید و برای کسانی منبر میروید که خودشان قبلا تمام حرفهای شما را قبول کردهاند.
امروز تنها انتخابی که ما میتوانیم پیش روی کسانی که دوستشان داریم بگذاریم دانش است. ما دقیقا مانند کارگاه اسمیت باید دانایی را به سان ویروس به تک تک افراد منتقل کنیم و برای این منظور اگر لازم باشد میتوانیم داخل سیستم بمانیم.
این مساله شاید اولین موردی باشد که رویکرد من با ریچارد استالمن کاملا متفاوت خواهد بود. من رشد نرمافزارهای آزاد را در گرو استفاده نکردن همه مردم از نرمافزارهای انحصاری نمیبینم.در مورد این موضوع جداگانه خواهم نوشت.
