من همینجا روی این تخته سنگ صیقلی صبر میکنم
هرچقدر که شب دراز باشد و ماه کامل
من صبر میکنم
آنقدر به آسمان چنگ میزنم که داستان ماه و پلنگ را دوباره بنویسند
اینبار چنگهای پلنگ به ماه میرسند و تو در آغوش من آرام میگیری
به سان طعمهای که حرارت بدنش دوام زندگی صیاد است
